---------------------------------------------------
یادمه یه زمانی که وبلاگ دیگه ای داشتم و توی ۳۶۰ هم فعالیت میکردم این پست رو که بیشتر از این بود نوشتم و بیانگر عقیده ام بود . ولی الان باید فکر کنم که چرا گذشت زمان باید به شکل زشتی اینو بهم ثابت کنه .
آدمها روی اينترنت دقيقا خود خود خودشون هستن .
هر چند كه ممكنه به نظر بياد كه يه عده روی شبكه شخصيتی متفاوت با اونچه كه در دنيای عادی دارن برای خودشون ساختن ، اما واقعيت اينه كه اينجا آدمها صافتر و حقيقی تر از خودشون در دنيای واقعی هستن
موجودی به نام انتخابی نارسیسا باید کاری کنه که من این نوشته رو با زشتترین شکل ممکنش ببینم . کلمه مقدس "دوست" و "دوستی" رو لجن مال کنه و خود خودش رو به من و بقیه دوستای مشترک نشون بده . یه روزی توی لباس دوستی در بیاد درد دلاتو بایگانی کنه بعد فکر کنه چطور میشه این حرفا به گوش همه برسه که خب دیدین چطور اینکارو کرد . از این به بعد به جای این اسم من از موجود استفاده میکنم ... ایشون مث همه بلاگرا اینجا مشغول بود ... کسی که شدیداً ادعای تجدد و انقلابی بودن ٫ فرهیخته و با فرهنگ بودن میکرد ... کسی که مثلا پائولو کوئیلو میخوند ( مطمئنم که فقط کتاب رو دستش میگرفته ) اگه تا آخر این قضیه با من باشین میفهمین چرا اینو میگم ... هر روز به نام خاطرات روزانه یه پست میداد که ما هم مث خیلی از کاربرا میرفتیم و کامنت پشت کامنت براش میدادیم ... راستش من توی یه کتاب خوندم وقتی کسی روی چیزی پافشاری میکنه همون چیزی هست که نداره ٫ فقط با اصرار خودش میخواد به خود و اطرافیانش اون داشته رو القا کنه ... الان مطمئنم ایشون یکی از هموناس .... چون حس کرد دروغاش داره گنده میشه ٫ اومد به شلوغ کاری که واسه من کامنت میزارن میگن تو دروغگویی و شروع کرد به اصرار مجدد روی حرفاش و وارد کردن اتهام به تک تک کسانی که یه روز دوستش بودن ... واسه خودش داستان میسازه که این رفت واسه اون کامنت گذاشت و من رفتم خصوصی وبلاگ فلانی رو خوندم و دیدم پریسا با اسم هلیا واسه شهاب کامنت داده و شهاب رو به جونم انداخته و این حرفای صد تا یه غاز که واسه بچه های ۱۰/۱۱ ساله توی کوچه هاس نه اون بچه ها که خونواده توی خونه نگه میدارن ... یعنی خوندن این حرفاش مایه تاسف بود( اینجا ذکر یه نکته لازمه از نظر این موجود حرف زدن با یه آقا فعل حرام میباشد و لزوما در حکم زنا به حساب می آید فکر میکنم یادش رفته توی کامنتا از همین شهاب شماره تلفن خواست که این شهابم چون بچه بود کامنت عمومی داد که واااای تو شوهر داری من به تو شماره نمیدم و به هر حال باقی ماجرا ) ... بگذریم ........... بعد گفت نه بابا آیدا بود ... آیدا رو یادم نیست چرا !!! آیدا هم نبود . حالا نوبت کیه ؟ محمد صبا !!! چرا ؟ چون یه بار توی یه کامنت نوشته پان ایرانیست و الان توی کامنت فحشم نوشته پان ایرانیست . دلیل ؟ حسادت به خاطر اینکه در مسائل سیاسی جلوی من کم میاره ...(جل الخالق به این مغز بزرگ) بیخیال محمد صبا ... دیگه کی ؟ این از همه با مزه تره "مریم مهرگان" اینجا رو توجه کنین : ((قابل ذکر که قسم به مقدساتم که این کارا از من بعید بود کمااینکه این ۷ ماهه هم صدام در نیومده و چیزی از اینا نگفتم اما چون بارها میگه پریسا میره توی وب دوستام و اونا رو تحریک میکنه ٫ میخوام شما بدونین تا امروز اینکارو نکردم ... اما الان نامردی و بیمرامی رو در حق نامردترین و بی مرامترین آدمی که در طول عمرم باهاش برخورد کردم تموم میکنم ))
((((سلام خانومی سفر بخیر و خوشی باشه و به سلامت بری
عزیزم اونجا و توی اون محیط بیشترشون آدمای تنگ نظر و حسودی بودند که به 1001 دلیل خونوادگی و کمبود ها لز رو لجشون حرف هایی زدند
اما اصلیترینشون که کامنت های اصلی رو میذاشت مریمه همون که 1 بار بهت گفتم مچشم گرفتم
خیلی حسوده بی نهایت
اونم به خاطر شاید شیخ بهم حسودی می کنه
نمیدونم دلیلش چیه
اگه بری تو وبش گفته رفته شیراز اونم بعد من
تا امیر کلی واسش خودشو کشته کنه
اما شیراز نرفته با اسم کولی تمام مدت برام کامنت میذاشت
در ضمن رد آی پیشو همونی که گفتم آی پیش از فرانسست
92.62.190.180
همین امروزم تو اون وبم با اسم کولی کامنت گذاشت
تو وبلاگ دریا که برای امیر کامنت گذاشته بود ردشو پیدا کردم
همین آی پی از رو لینک مریم اومده بود
هر کاری که من می کنم اونم انجامش میده قصشم مفصله
حتی بعد که میترا اون کامنت رو برای امیر نوشت و امیر خیلی ناناحن شده بود
من رفتم کلی براش کامنت گذاشتم و بالاخره امیر دوباره برگشت
کلیم سرش داد کشیدم بابت رفتارش که چرا برای نوشتن اون جمله به هر کسی
خودشو کوچیک می کنه
اگه تو همون کامنت ها بری با اسم لیلا چرت نوشت که همین مریم بوده
بعدشم من برای اینکه حالشو بگیرم با اسم ملودی که قبلنا برای خودش کامنت میذاشت و کلی ...
با همون براش کامنت گذاشتم که 1 عکس از ایلیا بچت کنار پارسه بذار
چون مطمئنم که شیراز نرفته
تمام مدت تو تهران بوده
آی دلم می خواد حالشو بگیرم دختره ی دروغگو
خجالت نمی کشه 36 سالشه ها
خدایی چی فکر کرده نمیدونم اما دلش خواسته منو پیش امیر به عبارتی خراب کنه
شایدم ضدیتش 1 چیز دیگست
خواستم به امیر بگم کاراشو ول کردم گفتم یکمی بشه
خودم حسابشو میرسم
فکر می کنم همونی که تو وب حسام به اسم شادی کامنت میذاشت بازم خودش بود
این با هر طرز فکر آریایی مخالفه یجورایی
حالا صبحی اومده با همون آی پی با اسم کولی برام کامنت گذاشته
نمیدونم چیکار کنم اولش خواستم به امیر بگم
اما گفتم ولش کن بذار خودش بفهمه من دخالت نکنم بهتره
تمام اون فحش ها که شوهرت چرا غیرتی نیست اینا فقط کار همینه
ببخش چه موقعی برات اینارو نوشتم
باشه سر فرصت
بووووووووووووووووووووووووووس عالمه)))))
و حالا اینو ................ ( روانپریش) ![]()
(((((ببخش خانومی یه سر رفتم بیرون تندی اومدم الان ماهان میاد
خانومی منم می گم زنه
اولش فکر می کردم مریم مهرگان همونه چون قبلنا برام از این کامنت ها خصوصی گذاشته بود
وقتی جوابشو دادم
بهم گفت فقط می خواستم ببینم لوس نباشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه بهم گفته بود زن باش وگرنه یکی دیگه جای تو رو می گیره
بعدم بهم گفته بود که مطلب درخور نداری ننویس!!!
همش مطالبت در مورد کوئیز و خرید لباسه
اینو دقت کن خرید لباس!!!
وقتیم جوابشو نوشتم براش
برام نوشت که من خودمم ماهی اگه 1 دست لباس تازه نگیرم آروم نمی گیرم و...
من به نظرم از حسادتشه که اونا رو گفته بود!!!!
به هر حال یادته اونباری نوشته بود ایرانی متعهد!!!!
کامنت رو برام ساعت 2 گذاشتن
اونم ساعت 3 آپ کرده بود!!!!!!
البته این کامنت جدید رو یه ذره شک دارم خودشه یا یکی دیگه
به هر حال اگه آمارمو ببینی از تو وب شیخ دو بار اومده تو وبم
یکی همون حول و حوش 11 و خوردی که کامنت گذاشته
یکبار هم ساعت 6 خوردی که بیاد ببینه نتیجش چی بوده!!!
حالا من کامنت دیشب رو شک دارم اینه یا دریا !!!!!!
چون آی پی اینبار با آی پی مریم فرق داره!!! البته اون با آی پی ها ی مختلفی میاد
اما این برام آشنا نبود
به هر حال هر کسی که بوده از وبلاگ شیخ اومده!!!
آی پی امیرم این نیست
اصلا" امیر اهل این حرف ها و این چرت نویسی ها هم نیست
در ضمن امیر با من مشکلی نداره که اینا رو بنویسه!!!
فقط می مونه حسادت زنانه
نه به خاطر اینکه لوسم
فقط به خاطر اینکه امیر حساب دیگه ای برای من قائله!!!
حرف زیاده نمی شه همه رو نوشت
اما ای پدر حسادت بسوزه که همه ی دودها از همونه
بوووووووووووووووووووووووووووووووووس خانومی))))
درست یادم نیست ولی انگار همون شیخ میونه رو گرفت و مریم مهرگان رو تبرئه کردن !!! خب موجود که بی سوژه نمیتونه دوام بیاره بنابراین چند نفر دیگه متهم شدن که به من گفت اما یادم نیست کی بود چون اصلا نمیشناختم . همون زمان چند بارم واسه مامانی عاشق ۲/۳ تا کامنت کوتاه گذاشتن که نه فحش بود و نه حرف ناجور ... یه جور شوخی مسخره بود به دلایلی این کامنتا رو فکر کردیم کار یه بلاگر به اسم ندا هستش (الان نیستن) اونم به دلیل استفاده از یه کلمه خاص .... بگذریم بیشتر از این در مورد کسی که فعلا اینجا نیست صحبت نمیکنم و نمیگم بین من و این موجود چه حرفایی رد و بدل شد اما در کل فرض رو بر این میگیریم که مقصر من بودم و من همه تقصیرا رو به گردن ندا انداختم . یعنی این موجود عاقل و دانا و زیرک و باهوش که کلی مغز داره ٫خودش شعور فکر کردن نداشت ؟ همینطور الکی خودشو سپرده به دست من که هر جور میخوام افکارم رو وارد اون کله بزرگ (!) بکنم ؟ اینبار نوبن به ندا و کیشوند میرسه که یک پست فجیع در حد تیم ملی بهشون داد من وارد جزئیات اون پست نمیشم و کپی هم نمیکنم چون توهینش به هر دو و حتی به بچه هاشون نه به سنگینی توهیناش به من ولی در نوع خودش بی نظیر بود .......... اینم کامنتش به من که رفتم بهش گفتم تند رفتی و بچه ها چه گناهی کردن و بازم گفتم ببین موجود من فقط یه دونه کامنت رو به ندا نسبت دادم اونم به دلایلی از کجا معلومه که این کار نداس ؟
((((حقشون عزیزم هر 4 تا آی پی برای ندا و کیشیه
هر جفتشون حالم ازشون بهم می خوره
کیشی فک کنم دشمنی رو از وقتی گفتم آریایی شروع کرده!!
یادته گفته بودی تو وب زهرا از انگلستان اومدن و فحش دادن!!! خود آشغالشونه
ترا خدا کامنت های ندا رو نگاه کن!!!
دیروز چه با تمسخر برای من کامنت الکی میذاشت و اینجا چه کیفی می کنه انگار من کم آورده باشم!!!!
دختره ی حسود حالم ازش بهم می خوره
چی شد پوآرو خفه خون گرفت دیگه!!!!
مرده شورشو ببرن که حتی لیاقتشو نداره اسمشو هم ببرم
نگارش کیشی هم کاملا" معلومه جفت شون با همکاری هم مثلا" خواستن منو
از پا در آرن یکی به دلایل شاید سیاسی نمیدونم
اون احمقم به خاطر حسادت
البته اینم بگم هر دوتاشون از بنیان خونوادگی محکمی هم برخوردار نیستن!!!!
وگرنه این همه حسادت نمی کردن
کلی وبلاگ الکی سر هم کرده برای خودشم لاو می ترکونه
یاسی!!!
آنا!!!!
سحر!!!!
آرمین!!!
...
...
.. )))))
به نظر این بنیان خانوادگی هیچکس محکم نیست ٫ واقعا چرا ؟ چرا باید فکر آدم محور یه چیزایی بچرخه که هیچکی حواسش نیست ؟ آیا غیر از اینه که ممکنه اون بلا مال خودش باشه ؟ هیهات که یکی از بزرگترین مشکلات این زن همین مسئله لاو ترکوندنه که ما به کل ازش غافل بودیم ٫ منظورم از ما چند دوست مشترکه ... من خودم یکی که به زعم این بشر دچار کمبود عاطفی شدید هستم تا حالا به بودن یا نبودن این لاو دقت نکرده بودم .... کامنت بعدی رو داشته باشین
((((نه عزیزم ندا و کیشوندن
یادته گفتی آی پی از انگلستان به زهرا فحش داده بوده
این آی پی الان این چند روزه تو وب من پره همون که نوشتم
طرز نگارش ندا عین آدمای بیسواده و معلومه جمله بندیش
اما کیشوند نه جور دیگه می نویسه
در ضمن سلام هم یکی دیگست ف امروز اومد تو وبم عذر خواهی کرد
بعدا" کامنتشو برات میذارم الان بد جوری سرما دارم
این کیشونده که به دوربین گیر داده قبلنم داده بود
بد بخت نمیدونه من عکس هامو دستکاری می کنم تا اینقدر بدرد نخور بشه تا نتونن کاری کنن
بعدم گفتن جمله ی ضد و نقیضم حرف خودشه
چون در مورد حسامم همینو گفته بود 1 بار
بعدا" میام الان برم استراحت کنم خانومی
این داداش ما هم این وسط گیر آورده ما رو ))))
و بعدی ..........
((((البته همش کار ندا نبوده میدونم چند نفر دیگه هم بودن نمی خوام اسم ببرم
ولی وب من از وقتی این دوستی های الکی بوجود اومده هی داره نزول می کنه
3 بارم از بین رفته
دلم می خواد خودمو بکشم کنار
وقتی بعضی از وب ها رو می بینم که پست شونو میدن و میرن دنبال کارشون غبطه می خورم
آخه دلم می خواد همونجور آرامش داشته باشم و به هر بی سر و پایی جواب پس ندم ))))
اینجا من که واقعا آدم احمقی هستم اطمینان پیدا کردم این درست میگه و کار خود ندا بوده . به همین خاطر گفتم منم دیگه با ندا کاری ندارم ... جوابمو توی این کامنت داده
((((ممنون خانومی
توقع نداشتن حرف هام درست از آب دربیاد فکر می کردن منم مثل خودشون دارم دروغ تحویل جامعه میدم
ندا که هیچ از کیشی تعجب می کنم که با این سنش همپای 1 حسادت بشه
همیشه تو پست هام از گنداب پول نالیدم اونوقت اینا بهم می گن فخر می فروشم
من نمیدونم ندا چی می نویسه خدایی جون امیرم و بچه هام الان 1 ماه تو وبش نمیرم
یعنی از ماجرای همون کامنت که خودش برای خودش فرستاد
اصلا" نمیدونم چی به چیه تو وبشه
اما خانومی
بهتره شما رابطتون رو باهاش حفظ کنین اینجوری تهنا می شه و بیشتر عصبی می شه
عزیزم درسته که خیلی احمقه اما خوبی هایی هم داره
و اگه شما تنهاش بذارین هر جوری باشه زخمشو میزنه
برای ختم قائله شما برین پیشش و انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده و تو دعوای من و اون دخالت نکنین
اینجوری خیلی بهتره خانومی
منم عادت دارم به اینجور چیزا
دیگه توی این 1 سال پوستم شده کرگدن
اینقده سرم درد می کنه که نمی تونم امروز برم
شاید فردا برم بازار
ماهانم سر ما خورده
بوووووووووووووووووووووووووس خانومی))))
نفر بعدی که انگشت اتهام به طرفش نشونه رفت کسی هست که من ارادت خیلی خیلی خاصی بهش دارم و حتی به خودم اجازه نمیدم بازگو کنم ...... میگذرم . مهران و آرین از قلم افتادن اونام جز متهمین بودن

